شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۵۷۲| ” میراث‌دار ادب پارسی “

کرمش گنج بی کران باشد / آب رحمت به جام جان باشد
نقد گنجینهٔ حدوث و قدم / بر سر و پای عاشقان باشد
ابر چون آبروی دریا دید / آب بر روی ما روان باشد
خوش گلابی به صورت و معنی / بر رخ خوب همگنان باشد
می چو در جام ریخت ساقی ما / هر چه در جام باشد آن باشد
رشحهٔ نور خود به ما پاشید / ابداً بر همه چنان باشد
نعمت الله جواهر توحید / بر سر جمله عاشقان باشد