شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۵۷۳| ” میراثدار ادب پارسی “
رند مست از بلا نه اندیشد / از فنا و بقا نه اندیشد
دردمندی که درد می نوشد / خوش بود از دوا نه اندیشد
هر که خمخانه می خورد به دمی / از می جام ما نه اندیشد
عقل را پیش عشق قدری نیست / پادشه از گدا نه اندیشد
بینوائی که در عدم گردد / بی وجود از فنا نه اندیشد
دو سرا را به نیم جو نخرد / بلکه از دو سرا نه اندیشد
نعمت الله گنج اسما یافت / از غنای شما نه اندیشد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.