شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۵۷۵| ” میراث‌دار ادب پارسی “

نقش خیال عالم عارف به خواب بیند / صورت چو جام یابد معنی شراب بیند
دریادلی که چون ما در بحر ما درآید / موج و حباب و قطره در عین آب بیند
چون نور آفتابست در روی ماه پیدا / هم ماه را بیابد هم آفتاب بیند
تو تشنه در بیابان دایم سراب بینی / عارف چو ما سرابی اندر سراب بیند
رندی که در خرابات با ما دمی برآرد / هر کس که بیند او را مست و خراب بیند
هر کو حجاب دارد او در حجاب ماند / گر بی حجاب گردد او بی حجاب بیند
در گلستان سید خوش بلبلان مستند / هر گل که او بچیند در گل گلاب بیند