شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۵۷۷| ” میراثدار ادب پارسی “
ما مریدیم و پیر ما مرشد / ره روانیم و رهنما مرشد
رو نوائی ز یار مرشد جو / که دهد بی ریا نوا مرشد
نبری ره به خانهٔ اصلی / گر نیابی در این سرا مرشد
روز و شب از خدای خود می جو / کاملی تا بود تو را مرشد
بحر ما را کرانه پیدا نیست / غرق آبیم و عین ما مرشد
دُرد دردش بنوش و خوش می باش / که کند درد تو دوا مرشد
هر که ارشاد نعمت الله یافت / دائما خواهد از خدا مرشد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.