شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۵۸۴| ” میراثدار ادب پارسی “
دل باز عزم کعبهٔ مقصود می کند / جانم سجود حضرت معبود می کند
عود دلم در آتش عشقش روان بسوخت / عیبم مکن اگر نفسم دود می کند
خوش آتشی و عود خوشی سوختم سوختی / این لطف او نگر که چه با عود می کند
آن کس که می خرد غم عشقش به کاینات / نیکو تجارتی و خوشی سود می کند
رندی که می رود به خرابات عاشقان / با او برو که میل به بهبود می کند
او آفتاب عالم و ما سایه بان او / چندان غریب نیست اگر جود می کند
سید به جود بنده معدوم خویش را / می بخشدش وجودی و موجود می کند
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.