شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۵۹۶| ” میراثدار ادب پارسی “
مرغ زیرک بین که یاهو می زند / روز و شب با اوست کو کو می زند
ذهن تیرانداز ما بر هر نشان / می شکافد مو و بر مو می زند
در خرابات مغان سلطان عشق / خیمهٔ دولت به هر سو می زند
باش یک رو در طریق او که او / بوسه ها بر روی یک رو می زند
شهر دل را شه عمارت می کند / سنجقش بر برج و بارو می زند
می نوازد مطرب عشاق ساز / ساز چون نیکوست نیکو م یزند
نعمت الله رند سرمستی بود / ساغر می شادی او می زند
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.