شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۶۰۲| ” میراث‌دار ادب پارسی “

در دل به جز از خدا نگنجد / چون او گنجد هوا نگنجد
دل خلوت خاص حضرت اوست / بیگانه و آشنا نگنجد
مائیم و نگار خوش کناری / مویی به میان ما نگنجد
سلطان عشقست و عقل درویش / در مجلس شه گدا نگنجد
دردی دارم دوا ندارد / با درد چنین دوا نگنجد
چون نیست به جز یکی که گوید / درد خود گنجد و یا نگنجد
خوش خم میست نعمت الله / در جام جهان نما نگنجد