شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۶۰۸| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ما به تو هستیم و تو هستی به خود / غیر تو را هست نگوید خرد
غیر یکی در دو جهان هست نیست / گرچه نماید به ظهور آن دو صد
ذات یکی و صفتش بی شمار / شیخ یکی خرقهٔ او بی عدد
وحدت و توحید و موحد یکیست / در نظر عارف ذات احد
نور جمالش بنماید عیان / در بصر هر که نباشد رمد
نیست شود هر چه بود غیر او / گر نکند از نفس خود مدد
سید ما با تو نگویم که کیست / در بر ما آینهٔ در نمد