شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۶۱۴| ” میراثدار ادب پارسی “
چشم مست تو گر از خواب گران برخیزد / سبک از هر طرفی فتنه دوان برخیزد
کر کلاله ز گل چهره براندازی باز / ناله از جان و دل پیر و جوان برخیزد
سر و بالای تو گر سوی چمن میل کند / ناودان از سر پا رقص کنان برخیزد
اثر شمع تجلیست ولی دریابد / که چو پروانه روان از سر و جان برخیزد
عاشقی بر سر کوی تو نشیند که به عشق / عاشقانه ز سر هر دو جهان برخیزد
کشتهٔ عشق تو گر بوی تو یابد در خاک / به هوای تو چو گل جامه دران برخیزد
چشم سید که حجابیست میان من و تو / خوش بود گرچو حجابی ز میان برخیزد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.