شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۶۱۶| ” میراثدار ادب پارسی “
ساز عشقش نوای دل سازد / دُرد دردش دوای دل سازد
لطف سازنده بین که بر سازش / هر چه سازد برای دل سازد
به خدا کار دل رها کردیم / کار دل هم خدای دل سازد
آتش عشق جان ما را سوخت / سوختگان را هوای دل سازد
دل مقامی خوشست از آن دلدار / جای خود در سرای دل سازد
دل صاحبدلی به دست آور / تا تو را آشنای دل سازد
نعمت الله می نوازد ساز / بشنو کز نوای دل سازد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.