شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۶۲۷| ” میراث‌دار ادب پارسی “

هر که از اهل کمال است جلالی دارد / خوش کمالی که جمالی به کمالی دارد
نفس اهل کمال است که جان می بخشد / آفرین بر نفسش باد که حالی دارد
بسته ام نقش خیالی که نیاید به خیال / خوش خیالی که چنین خوب خیالی دارد
جام جان پر می خمخانهٔ جانانهٔ ماست / ساغر ما چو حباب آب زلالی دارد
هر کجا آینه ای در نظر می آید / او به تمثالی از آن وجه مثالی دارد
به سراپردهٔ جنت نکشد خاطر رند / زانکه در گوشهٔ میخانه جمالی دارد
هرکه او مستعد نعمت الله بود / دایم از سید این بنده سؤالی دارد