شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۶۲۹| ” میراث‌دار ادب پارسی “

عالم از نام او نشان دارد / این مثالی است کاین و آن دارد
صورت و معنئی که می بینم / می و جام است و جسم و جان دارد
چشم دریا دلی بود ما را / در نظر بحر بیکران دارد
دو مگو او یکیست تا دانی / ور بگوئی تو را زیان دارد
ذوق علم بدیع ما می جو / که معانی ما بیان دارد
خوش میانی گرفته ام به کنار / خوش کناری که آن میان دارد
نعمت الله را به جان جوید / هر که میلی به عارفان دارد