شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۶۴۰| ” میراثدار ادب پارسی “
مقصود بی وسیله حاصل نمی توان کرد / هر کس که کرد حاصل می دان که آن چنان کرد
گر عقل ساده لوحی نقش خیال بندد / بسیار اعتمادی بر آن نمی توان کرد
پروانه لاف می زد از آتش محبت / آتش در او درافتاد بی نام و بی نشان کرد
ما در طریق جانان جانی نثار کردیم / لطفش به یک کرشمه صد جان به ما روان کرد
در آینه جمالش تمثال خویش بنمود / از آفتاب حسنش ماه خوشی عیان کرد
هر عالمی که دانست علم بدیع ما را / اسرار از آن معانی با عالمی بیان کرد
ما بندگی سید کردیم از سر صدق / سلطان عشق ما را سرخیل عاشقان کرد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.