شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۶۴۴| ” میراثدار ادب پارسی “
حسن او بر چشم ما پیدا که کرد / در سر ما این چنین سودا که کرد
خانهٔ دل مدتی تاریک بود / این زمان روشنتر از صحرا که کرد
این عجب بین قطره ای دریا شده / غیر ما قطره دگر دریا که کرد
گر نه عشقش عیسی وقت من است / چشم نابینای ما بینا که کرد
ساقی سرمست ما را جام داد / این چنین ما را جز او سودا که کرد
راز مستان پیش هشیاران که گفت / سر ما با زاهدان پیدا که کرد
نعمت الله داد ما را بوسه ای / غیر او انعام خود با ما که کرد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.