شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۶۴۸| ” میراثدار ادب پارسی “
غنچه در گلستان تبسم کرد / بلبل از ذوق آن ترنم کرد
ساقی مست می به رندان داد / عاقل از عشق عقل را گم کرد
چشم ما شد منور از رویش / نظری خوش به چشم مردم کرد
خاطرم می کشد به میخانه / این چنین عزم دل مصمم کرد
خوش خیالی به خواب می دیدم / دوش تا روز دل تنعم کرد
عقل بالانشین مجلس بود / عشق آمد بر او تقدم کرد
خم می خوش خوشی به جوش آمد / سید مست میل آن خم کرد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.