شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۶۵۵| ” میراثدار ادب پارسی “
هر که بد زیست عاقبت بد مُرد / نیک و بد هر چه کرد با خود برد
صاف درمان کجا خورد بی درد / دردمندی سزد که نوشد درد
هرچه خود رشته ای همان پوشی / خواه صوفش بباف خواهی برد
داشت غیبی ز فاسقی عیبی / لاجرم فسق کرد و فاسق مرد
نان شیراز خورد و شُکر نگفت / زین سبب در میان آب فسرد
همه با اصل خویش وا گردند / خواه لر می شمار خواهی کرد
زندهٔ جاودان بود بی شک / هر که او جان به یاد حق بسپرد
در همه حال با خدا باشد / آنکه خود را از این و آن نشمرد
همچو سید مدام سرمست است / از می او کسی که جامی خورد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.