شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۶۶۰| ” میراثدار ادب پارسی “
نقش غیری محال خواهد بود / چه محال و خیال خواهد بود
غیر او چون زوال می یابد / نبود چون زوال خواهد بود
او جمیل است و او محب جمال / تا جمیل و جمال خواهد بود
ماه روشن ز آفتاب بود / گرچه بد رو هلال خواهد بود
مالک لم یزل خداوند است / ملک او لایزال خواهد بود
غیر او در خیال اگر آید / آن خیال محال خواهد بود
همه عالم چو نعمت الله است / عالمی بر کمال خواهد بود
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.