شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۶۶۳| ” میراثدار ادب پارسی “
جان مجنون فدای لیلی بود / در دل او هوای لیلی بود
خاطر دل شکستهٔ مجنون / مبتلای بلای لیلی بود
ذوق لیلی نبود بی مجنون / بود مجنون برای لیلی بود
عاشق و رند و مست و لایعقل / روز و شب در قفای لیلی بود
هر خیالی که نقش می بستی / نظرش بر لقای لیلی بود
راحت جان خستهٔ مجنون / از جفا و وفای لیلی بود
جان سید فدای مجنون باد / زانکه مجنون فدای لیلی بود
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.