شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۶۶۵| ” میراثدار ادب پارسی “
این سعادت بین که ما را رو نمود / حضرت بی چون نگویم چو نمود
روشن است آئینهٔ گیتی نما / حسن روی او به ما نیکو نمود
در دو آئینه یکی پیدا شده / بیشکی باشد یکی و دو نمود
آفتابی نیمشب بر ما بتافت / نور او در چشم ما مه رو نمود
گه به ترکستان به ما بنمود ترک / گه به هندستان به ما هندو نمود
در محیط بیکران افتاده ایم / عین ما بر عین ما هر سود نمود
ما نظر از سید خود دیده ایم / هم به نور دیدهٔ او او نمود
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.