شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۶۷۹| ” میراثدار ادب پارسی “
لطف ساقی بسی کرم فرمود / در میخانه ای به ما بگشود
هر چه در غیب و در شهادت بود / بود و نابود را به ما بنمود
جام گیتی نما هویدا کرد / می خمخانه را به ما پیمود
آتش عشق اوست در دل ما / خوش بود آتشی چنین بی دود
هو هو لا اله الا هو / لیس فی الدار غیره موجود
از ازل تا ابد عنایت او / بود با بندگان و خواهد بود
نعمت الله حریف و ساقی او / هر که آمد به بزم ما آسود
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.