شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۰۲۷| ” میراث‌دار ادب پارسی “

همدمی گر طلب کنی یک دم / باش با جام می دمی همدم
گنج و گنجینه خداوندی / طلبش کن ز حضرت آدم
گر کسی جم ندید جامش دید / ما ندیدیم جام را بی جم
دردمندیم و درد او درمان / دل ما ریش و زخم او مرهم
جام می را بگیر و خوش می نوش / که بود ذوق این و آن با هم
مظهر اسم اعظم اوئیم / غیر ما کیست صاحب اعظم
این و آن در جهان فراوانند / نعمت الله یکی است در عالم