شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۰۵۰| ” میراثدار ادب پارسی “
جام گیتی نماست در نظرم / همه عالم به نور او نگرم
ساغر می مدام می نوشم / شادی عاشقان و غم نخورم
هر کجا رند سرخوشی بینی / قدمش بوسه ده بجو خبرم
جام می می نمایدم روشن / روی ساقی مدام در نظرم
یافتم ملک و صورت معنی / لاجرم پادشاه بحر و برم
دو جهان می کنم فدای یکی / چه کنم این رسیده از پدرم
بندهٔ سید خراباتم / پیش سلطان عشق معتبرم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.