شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۰۵۳| ” میراث‌دار ادب پارسی “

هر چه خواهی بجو که آن داریم / جام و می جسم نیز و جان داریم
نقد گنجینهٔ حدوث و قدم / همه از بهر عاشقان داریم
هفت هیکل که جامع اسماست / حافظانه ز بر روان داریم
غیر او نیست در همه عالم / سر او چون از او نهان داریم
در خرابات رند سرمستیم / می خمخانهٔ مغان داریم
حکم آل رسول می خوانیم / ما از او نام و هم نشان داریم
کشتهٔ عشق نعمت اللهیم / لاجرم عمر جاودان داریم