شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۰۵۹| ” میراث‌دار ادب پارسی “

من در این ره نیز بوئی برده ام / پیش هر رنگی ز بوئی برده ام
گاه جامی گه صراحی آورم / گاه خمی گه سبوئی برده ام
بر و بحر عالمی پیموده ام / آب بسیاری بجوئی برده ام
از سر زلف پریشان بتم / دل خوشم زیرا که موئی برده ام
نسبت رویش به ماهی کرده ام / آبروی ماه روئی برده ام
عقل چون گوئی به چوگانش زدم / این چنین گوئی به هوئی برده ام
نعمت الله را به یاد آورده ام / لاجرم نام نکوئی برده ام