شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۰۷۷| ” میراثدار ادب پارسی “
مدتی در به در به جان گشتم / گرد میخانهٔ جهان گشتم
میر میخانه خدمتش کردم / هم به فرمان او روان گشتم
در خرابات عشق رندانه / ساقی بزم عاشقان گشتم
نام من شد نشانهٔ عالم / گرچه بی نام و بی نشان گشتم
چون محب حباب او بودم / نیک محبوب این و آن گشتم
جان به جانان خویش بسپردم / زندهٔ ملک جاودان گشتم
موج بودم ولی شدم دریا / این چنین بودم آن چنان گشتم
عقل سرمایه بود شد بر باد / فارغ از سود و از زیان گشتم
گنج در کنج دل طلب کردم / واقف از گنج بیکران گشتم
پادشه خوش مرا کنار گرفت / چون کمر گرد آن میان گشتم
بنده ام بندگی او کردم / سید جمله سیدان گشتم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.