شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۰۸۷| ” میراثدار ادب پارسی “
همچو ما کیست مست در عالم / عاشق و می پرست در عالم
شادی ما شراب می نوشد / رند مستی که هست درعالم
باش عهد درست پیوسته / تا نیابی شکست در عالم
عارف حق پرست دانی کیست / آنکه از خود برست در عالم
بر در می فروش بنشستم / که از این به نشست در عالم
نیک بنگر در آینه او را / تا نگوئی بدست در عالم
سید کاینات مظهر ذات / آنکه جد من است در عالم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.