شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۰۹۷| ” میراث‌دار ادب پارسی “

میخانه سبیل ماست مخمور کجا باشیم / نزدیک خداوندیم ما دور کجا باشیم
از دولت وصل او ما سلطنتی داریم / از حضرت آن سلطان مهجور کجا باشیم
تا ناظر او گشتیم منظور همه خلقیم / خود بی نظر لطفش منظور کجا باشیم
از نور جمال او روشن شده چشم ما / با چشم چنین روشن ما کور کجا باشیم
عرش است مقام ما در فرش کجا گنجیم / ما زنده جاویدیم در گور کجا باشیم
از علت امکانی دل صحبت کلی یافت / چون اوست طبیب ما رنجور کجا باشیم
آن سید سرمستان ساقی حریفان است / گر باده همی نوشیم معذور کجا باشیم