شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۰۹۸| ” میراثدار ادب پارسی “
ما اگر شاه اگر گدا باشیم / در همه حال با خدا باشیم
جمله اسما به ذوق می خوانیم / از مسما کجا جدا باشیم
موج بحریم و عین ما آبست / ما درین بحر آشنا باشیم
دردمندیم و درد می نوشیم / دائما همدم دوا باشیم
غیر او دیگری نمی دانیم / عاشق غیر او کجا باشیم
در خرابات رند و سرمستیم / این چنین بوده ایم تا باشیم
ما چو باشیم بندهٔ سید / بندهٔ دیگری چرا باشیم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.