شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۰۹۸| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ما اگر شاه اگر گدا باشیم / در همه حال با خدا باشیم
جمله اسما به ذوق می خوانیم / از مسما کجا جدا باشیم
موج بحریم و عین ما آبست / ما درین بحر آشنا باشیم
دردمندیم و درد می نوشیم / دائما همدم دوا باشیم
غیر او دیگری نمی دانیم / عاشق غیر او کجا باشیم
در خرابات رند و سرمستیم / این چنین بوده ایم تا باشیم
ما چو باشیم بندهٔ سید / بندهٔ دیگری چرا باشیم