شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۱۰۶| ” میراث‌دار ادب پارسی “

حضرتی غیر او نمی دانم / گر تو دانی بگو نمی دانم
هر که گوید که غیر او باشد / مشنو از وی بگو نمی دانم
عین او را به عین او جویم / به از این جستجو نمی دانم
می خمخانه پاک می نوشم / کوزه ای یا سبو نمی دانم
برو ای عقل و گفتگو بگذار / مستم و گفتگو نمی دانم
هو هو لا اله الا هو / من چه گویم جز او نمی دانم
سید عاشقان یک رویم / عاقلانه دو رو نمی دانم