شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۱۰۶| ” میراثدار ادب پارسی “
حضرتی غیر او نمی دانم / گر تو دانی بگو نمی دانم
هر که گوید که غیر او باشد / مشنو از وی بگو نمی دانم
عین او را به عین او جویم / به از این جستجو نمی دانم
می خمخانه پاک می نوشم / کوزه ای یا سبو نمی دانم
برو ای عقل و گفتگو بگذار / مستم و گفتگو نمی دانم
هو هو لا اله الا هو / من چه گویم جز او نمی دانم
سید عاشقان یک رویم / عاقلانه دو رو نمی دانم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.