شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۱۱۳| ” میراثدار ادب پارسی “
دولت وصل یار می بینم / کام دل در کنار می بینم
همه روشن به نور او نگرم / گر یکی ور هزار می بینم
آنکه از چشم مردمست نهان / روشن و آشکار می بینم
هر خیالی که نقش می بندم / نور روی نگار می بینم
خانهٔ دل که رفته ام از غیر / خلوت یار غار می بینم
این عجایب که دید یا که شنید / که یکی بیشمار می بینم
نعمت الله را چو می نگری / از نبی یادگار می بینم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.