شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۱۱۹| ” میراثدار ادب پارسی “
خیال روی تو دائم به خواب می بینم / مدام لعل لبت در شراب می بینم
تو نور دیدهٔ مائی تو را به تو نگرم / به چشم تو رخ تو بی حجاب می بینم
حباب و قطره و دریا و موج می یابم / نظر کنیم در اینها و آب می بینم
چو ماه روی تو ما را جمال بنماید / به نور طلعت تو آفتاب می بینم
اگر چه آب حیات از حباب می نوشم / چه سرخوشم که حیات از حباب می بینم
گشاده ایم سر خم و باده می نوشیم / بیا بنوش که خیر و ثواب می بینم
جمال ساقی کوثر که نور دیدهٔ ماست / به چشم سید مست خراب می بینم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.