شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۱۲۴| ” میراثدار ادب پارسی “
من خلاف خدا کنم نکنم / غیبت مصطفی کنم نکنم
سنت مصطفی چو جان منست / ترک سنت چرا کنم نکنم
دامن انقیاد حضرت او / تا قیامت رها کنم نکنم
کشته عشقش مرا به تیغ جفا / طلب خونبها کنم نکنم
درد دل چون دوای درد دلست / به از اینش دوا کنم نکنم
عشق جانان که جان من به فداش / از دل خود جدا کنم نکنم
در شهادت چو شاهد غیب است / طرد عینی چرا کنم نکنم
نکنم توبه از می و ساقی / جز هوایش هوا کنم نکنم
سید من چو بر صواب بود / بنده هرگز خطا کنم نکنم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.