شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۱۲۹| ” میراثدار ادب پارسی “
ما خدا چون شما نمی طلبیم / یعنی از خود جدا نمی طلبیم
هر کسی طالبست چیزی را / ما به غیر از خدا نمی طلبیم
جان و دل را فدای او کردیم / وز جنابش جزا نمی طلبیم
مبتلای بلای او گشتیم / بوالعجب جز بلا نمی طلبیم
گرچه داریم درد دل لیکن / درد دل را دوا نمی طلبیم
کشتهٔ عشق او شدیم ولیک / ما از او خونبها نمی طلبیم
عین مطلوب گشته ای سید / زان سبب غیر ما نمی طلبیم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.