شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۱۲۹| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ما خدا چون شما نمی طلبیم / یعنی از خود جدا نمی طلبیم
هر کسی طالبست چیزی را / ما به غیر از خدا نمی طلبیم
جان و دل را فدای او کردیم / وز جنابش جزا نمی طلبیم
مبتلای بلای او گشتیم / بوالعجب جز بلا نمی طلبیم
گرچه داریم درد دل لیکن / درد دل را دوا نمی طلبیم
کشتهٔ عشق او شدیم ولیک / ما از او خونبها نمی طلبیم
عین مطلوب گشته ای سید / زان سبب غیر ما نمی طلبیم