شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۱۳۴| ” میراث‌دار ادب پارسی “

درد دل بردیم و درمان یافتیم / نوش وصل از نیش هجران یافتیم
بندگی کردیم و سلطان را بسی / سلطنت از قرب سلطان یافتیم
از بر ما مدتی دل رفته بود / در سر زلف پریشان یافتیم
سر بیفکندیم و سردار آمدیم / جان فدا کردیم و جانان یافتیم
آنچه می جویند و می گویند آن / می طلب از ما که ما آن یافتیم
سالها در کنج دل ساکن شدیم / گنج او در کنج ویران یافتیم
نعمت الله را به دست آورده ایم / لاجرم نعمت فراوان یافتیم