شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۱۳۶| ” میراثدار ادب پارسی “
جان فدا کردیم و جانان یافتیم / درد دل بردیم و درمان یافتیم
بینوا گشتیم در هر گوشه ای / ناگهان نقد فراوان یافتیم
از دل ما جوی عشق او که ما / گنج او در کنج ویران یافتیم
عاشقان از ما کمالی یافتند / تا کمال از قرب رحمن یافتیم
آشکارا شد که ما در کنج دل / حاصل کونین پنهان یافتیم
هر که را دیدیم عشق یار داشت / از همه آن جو که ما آن یافتیم
نعمت الله در خرابات مغان / ساقی سرمست رندان یافتیم
بی نشانی را نشانش یافتیم / گنج پنهانی عیانش یافتیم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.