شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۱۳۷| ” میراثدار ادب پارسی “
بینشانی را نشانش یافتیم / گنج پنهانی عیانش یافتیم
صورت و معنی عالم دیده ایم / این معانی را بیانش یافتیم
آنکه عقل از دیدنش محروم ماند / عاشقانه ناگهانش یافتیم
دیده ایم آئینهٔ گیتی نما / آشکارا و نهانش یافتیم
دلبر سرمست در کوی مغان / در میان عاشقانش یافتیم
هرچه آید در نظر ای نور چشم / جسم او دیدیم و جانش یافتیم
مظهر ذات و صفات کبریا / سید آخر زمانش یافتیم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.