شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۱۳۷| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بی‌نشانی را نشانش یافتیم / گنج پنهانی عیانش یافتیم
صورت و معنی عالم دیده ایم / این معانی را بیانش یافتیم
آنکه عقل از دیدنش محروم ماند / عاشقانه ناگهانش یافتیم
دیده ایم آئینهٔ گیتی نما / آشکارا و نهانش یافتیم
دلبر سرمست در کوی مغان / در میان عاشقانش یافتیم
هرچه آید در نظر ای نور چشم / جسم او دیدیم و جانش یافتیم
مظهر ذات و صفات کبریا / سید آخر زمانش یافتیم