شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۱۴۵| ” میراث‌دار ادب پارسی “

نور او عین این و آن دیدیم / در همه آینه نهان دیدیم
هر چه بینیم ما به او بینیم / تو چنین بین که ما چنان دیدیم
نقطه در دور دایره بنمود / خوش محیطی درین میان دیدیم
آفتاب جمال ظاهر گشت / نور چشم محققان دیدیم
هر حبابی که دید دیدهٔ ما / عین او بحر بیکران دیدیم
دیده او داد و نور او بخشید / نور رویش به او روان دیدیم
جام گیتی نماست سید ما / ما در آن نور انس و جان دیدیم