شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۱۴۵| ” میراثدار ادب پارسی “
نور او عین این و آن دیدیم / در همه آینه نهان دیدیم
هر چه بینیم ما به او بینیم / تو چنین بین که ما چنان دیدیم
نقطه در دور دایره بنمود / خوش محیطی درین میان دیدیم
آفتاب جمال ظاهر گشت / نور چشم محققان دیدیم
هر حبابی که دید دیدهٔ ما / عین او بحر بیکران دیدیم
دیده او داد و نور او بخشید / نور رویش به او روان دیدیم
جام گیتی نماست سید ما / ما در آن نور انس و جان دیدیم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.