شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۱۴۶| ” میراثدار ادب پارسی “
ما زنگ ز آینه زدودیم / در آینه روی خود نمودیم
رندانه در شرابخانه / بر جملهٔ عاشقان گشودیم
مستانه به یک کرشمهٔ دل / از دست جهانیان ربودیم
بی ذوق نبوده ایم یک دم / بودیم به ذوق تا که بودیم
ذوقی دگر است گفتهٔ ما / تا بر لب یار لب گشودیم
جانان به زبان ما سخن گفت / ما نیز به گوش او شنودیم
مستیم و خراب و لاابالی / ایمن ز غم زیان و سودیم
زنده به حیات عشق اوئیم / موجود ز جود آن وجودیم
سرمست خوشی چو نعمت الله / دیگر نبود بس آزمودیم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.