شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۱۴۹| ” میراثدار ادب پارسی “
با خراباتئی در افتادیم / در خرابات با سر افتادیم
بارها اوفتاده ایم اینجا / آخر عمر دیگر افتادیم
دل به دریا فتاد و ما در پی / سرخوشانیم خوشتر افتادیم
در می افتاده ایم رندانه / چه توان کرد چون درافتادیم
عاشق مست باده بر کف دست / بار از خانمان درافتادیم
دست داریم و سرفدا کردیم / نیک در پای دلبر افتادیم
خوش مقامی است بر در خمار / نکنی عیب ما گر افتادیم
عود دل سوختیم در مجمر / همچو آتش به مجر افتادیم
سید عاشقان دور قمر / بی تکلف که در خور افتادیم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.