شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۱۵۰| ” میراثدار ادب پارسی “
میخانهٔ ذوق درگشادیم / مستانه صلای عام دادیم
هر جا دیدیم یار رندی / جامی به کفش روان نهادیم
میخواری و عشقبازی آموز / از ما که تمام اوستادیم
میخانه سبیل ماست امروز / خوش خمم مئی سرش گشادیم
بی می نفسی نمی توان بود / چون می نخوریم ما جمادیم
مستیم و خراب در خرابات / یاران مددی که اوفتادیم
رندیم و حریف نعمت الله / سرمستان را همه مرادیم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.