شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۱۵۱| ” میراثدار ادب پارسی “
ما آینه در نمد کشیدیم / دامن ز خودی خود کشیدیم
پرگار صفت به گرد نقطه / خط بر سر نیک و بد کشیدیم
بودیم حباب و غرقه گشتیم / واحد به سوی احد کشیدیم
گرمی به حساب خورد رندی / ما ساغر بی عدد کشیدیم
دردی کش کوی می فروشیم / بحر ازل و ابد کشیدیم
دردیست به کس نمی توان گفت / آن رنج که از خرد کشیدیم
شادی روان نعمت الله / هر دم جامی دو صد کشیدیم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.