شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۱۵۱| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ما آینه در نمد کشیدیم / دامن ز خودی خود کشیدیم
پرگار صفت به گرد نقطه / خط بر سر نیک و بد کشیدیم
بودیم حباب و غرقه گشتیم / واحد به سوی احد کشیدیم
گرمی به حساب خورد رندی / ما ساغر بی عدد کشیدیم
دردی کش کوی می فروشیم / بحر ازل و ابد کشیدیم
دردیست به کس نمی توان گفت / آن رنج که از خرد کشیدیم
شادی روان نعمت الله / هر دم جامی دو صد کشیدیم