شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۱۵۳| ” میراث‌دار ادب پارسی “

هر آن نقشی که بر دیده کشیدیم / به جز نور جمال او ندیدیم
به گرد نقطه چون پرگار گشتیم / به آخر هم بدان اول رسیدیم
چو قطره غرق بحر عشق گشتیم / محیطی را به یک دم در کشیدیم
خراباتست و ما مست و خرابیم / ز هر خم مئی جامی چشیدیم
به عالم نعمت الله را نمودیم / از آن دم روح در مَردم دمیدیم