شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۱۵۷| ” میراثدار ادب پارسی “
عشق او در میان جان داریم / لذت عمر جاودان داریم
تا گرفتیم آن میان به کنار / هرچه داریم در میان داریم
عاقل این دارد و ندارد آن / عاشقانیم و این و آن داریم
می رود آب چشم ما هر سو / در نظر بحر بیکران داریم
خبر عاشقان ز ما می جو / که خبر ما ز عاشقان داریم
آفتابیست درنظر پیدا / نورش از دیده چون نهان داریم
نعمت الله به ما نشانی داد / این چنین نام از آن نشان داریم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.