شاه نعمت‌الله ولی › غزل شمارهٔ ۱۱۶۹| ” میراث‌دار ادب پارسی “

جان و دل ایثار جانان کرده ایم / عمر و سر در کار ایشان کرده ایم
جان فدا کردیم در میدان عشق / این کرم چون شیر مردان کرده ایم
جرعهٔ می را به عالم داده ایم / قیمت می نیک ارزان کرده ایم
جمع بنشستیم در گلزار عشق / سنبل زلفی پریشان کرده ایم
از برای گنج عشقش کنج دل / چون سرای خویش ویران کرده ایم
از سر ذوق این سخن را گفته ایم / ذوق در عالم فراوان کرده ایم
نعمت الله را به بزم آورده ایم / دعوتی از بهر مهمان کرده ایم