شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۱۷۱| ” میراثدار ادب پارسی “
جان فدای عشق جانان کرده ایم / این عنایت بین که با جان کرده ایم
تا نبیند چشم نامحرم رُخش / روی او از غیر پنهان کرده ایم
طعنها بر حال مخموران زدیم / آفرین بر جان مستان کرده ایم
دُردی دردش فراوان خورده ایم / درد دل را نیک درمان کرده ایم
گنج او در کنج ویران یافتیم / لاجرم گنجینه ویران کرده ایم
عقل هندو دردسر می داد و ما / خانه اش ترکانه تالان کرده ایم
تا مگر آن زلف او آید به دست / مجمع جمعی پریشان کرده ایم
مذهب رندان طریق عاشقی است / اختیار راه رندان کرده ایم
نعمت الله را به سید خوانده ایم / نسبت او را به جانان کرده ایم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.