شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۱۷۳| ” میراثدار ادب پارسی “
نور او در چشم بینا دیده ایم / در همه آئینه او را دیده ایم
آب چشم ما به هر سو رو نهاد / چشمه ای را عین دریا دیده ایم
دیده ایم آئینهٔ گیتی نما / نور او در جمله اشیا دیده ایم
عشق را جائی معین هست نیست / جای آن بی جا به هر جا دیده ایم
بر در میخانه مست افتاده ایم / جنت الماوای خود را دیده ایم
نور رویش روشنی چشم ماست / روشنست این چشم ما ، ما دیده ایم
نعمت الله را به ما سید نمود / این نظر از حق تعالی دیده ایم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.