شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۱۷۷| ” میراثدار ادب پارسی “
یک نظر از اهل دل تا دیده ایم / نزد مردم همچو نور دیده ایم
در خیال دیدن او روز و شب / همچو دیده سو به سو گردیده ایم
عاشق مستیم و با ساقی حریف / می ز جام عشق او نوشیده ایم
از دم ما مرده ، دل زنده شود / تا لب عیسی جان بوسیده ایم
ذوق بلبل از نوای ما بُود / زانکه ما گل از وصالش چیده ایم
تا ابد سلطان اقلیم دلیم / خلعت از روز ازل پوشیده ایم
سید ما در نظر چون آینه است / ما در این آئینه خود را دیده ایم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.