شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۱۷۹| ” میراثدار ادب پارسی “
تا بیانش در کنار آورده ایم / عاشقانه جان نثار آورده ایم
حسن او بر دیده نقشی بسته ایم / عالمی نقش و نگار آورده ایم
کار جان بازیست کار عاشقان / جان درین بازی به کار آورده ایم
جان ما حلقه به گوش عشق اوست / گوش پیش گوشوار آورده ایم
بر سر دار فنا دار بقاست / ما از آن سر پای دار آورده ایم
بر در میخانهٔ معشوق خود / عاشقان را صدهزار آورده ایم
گر رسول الله از دنیا برفت / نعمت الله یادگار آورده ایم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.