شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۱۹۰| ” میراثدار ادب پارسی “
مائیم کز جهان همه دل برگرفته ایم / جان داده ایم و دامن دلبر گرفته ایم
مست و خراب و عاشق و رندیم و باده نوش / آب حیات از لب ساغر گرفته ایم
چون مذهب قلندر رندی و عاشقی است / رندانه ما طریق قلندر گرفته ایم
صدبار خوانده ایم کلام خدا تمام / امروز فاتحه دگر از سر گرفته ایم
عشق آتشی گرفته و در جان ما زده / ما شمع وار از آتش او در گرفته ایم
بر لب گرفته ایم لب جام می مدام / دامان ساقی و لب کوثر گرفته ایم
یاران ندیم مجلس ما نعمت الله است / بنگر که ما حریف چه درخور گرفته ایم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.