شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱۲۰۳| ” میراثدار ادب پارسی “
ما مرشد عشاق خرابات جهانیم / ساقی سراپردهٔ میخانهٔ جانیم
تو از همدانی ولیکن همه دان نه / از ما شنو ای دوست که سر همه دانیم
تو عالم یک حرفی ما عالم عالم / تو میر صدی باشی و ما شاه جهانیم
هر کس به جمال و رخ خوبی نگرانند / در آینهٔ خویش به خود ما نگرانیم
از ما به همه عمر یکی مور نرنجید / تا بود بر این بوده و تا هست برآنیم
هر یار که بینیم که او قابل عشقست / حسنی بنمائیم و دلش را بستانیم
رندان سراپردهٔ ما عاشق و مستند / ما سید رندان سراپرده از آنیم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.